سلام
ملت اینو نخونن
این مال اون کسیه که اینو تو نظرات مطلب قبل نوشت و نمونه اش رو هزار جای دیگه هم گفته و نوشته :
[email | web] یکی که واست رفیق بود...
سلام فراموش شده.... اسمت چی بود؟ بچه کجا بودی تو؟ صورتت چه رنگی بود؟ چند سالت بود؟ اصلا تو کی بودی؟ یه زره واسم تعریف کن شاید یادم بیاد × هرچند واسم مهم نیست.... تو بزرگترین دزدی هستی که تو زندگیم باهاش بر خورد کردم..... به همون خدائی که نمیشناسیش این که دیگه واسه همیشه فراموشت کردم....ولی اگه یه روزی روزگاری ببینمت واسم همون دوست قدیمی هستی نه اون رفیق شفیق.....سال خوبی داشته باشی (راموش شده)
خیلی سخته اینا رو شنیدن و دم نزدن
دیگه بسه هر چی چپ و راست روضه مظلومت خودت و ظلمی رو که من مثلا در حقت روا داشتم رو خوندی
دیگه بسه
من دزدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ؟
من یا تویی که همه اعتماد من رو دزدیدی ؟
من یا تویی که همه صداقت و رفاقت رو له کردی ؟
من یا تویی که هر چی با مهر و صداقت تقدیمت کردم رو لگد مال خودخواهی و حساب و کتابای بچه گونه خودت کردی ؟
بذار جواب سوالات رو بدم :
اسمم منتظره
بچه دهاتم ، یادته که کی اینو گفت
صورتم سبزه است
فکر کنم بیست و سه سال دارم ولی عین یه بچه هنوزم خرم
اینکه کی بودم هنوزم خودم نفهمیدم
ولی اگه یه خروار هم تعریف کنم یادت نمیاد ، اینو مطمئن باش ، چون واسه ات مهم نیست
آره من دزدم
چون تو می گی من رفاقت تو رو دزدیم و دیگه باهات مثل گذشته نیستم
اما به این دزدی افتخار می کنم
چون احساسم اینه که یه غنچه رز رو با همه پاکیش از میون یه لجن زار بر داشتم
رفاقت برام عزیزه و تو لیاقت رفاقت رو نداری
آره ...
حقمه که بهم بگی دزد
هر چی تو بگی حقمه
اگه نبود که تا به امروز به هر کی محبت کردم به جاش سیلی نمی خوردم
زیر پاتو ببین ای مثلا رفیق شفیق
یه لاشه له شده رو ببین که توی بی معرفت با همه خودخواهیت لهش کردی
این تویی که می گم به خودت نبال
این تو همه ا ون کسانی هستن که بهشون محبت کردم و جوابش رو با یه تف به صورتم پس دادن
آقای ختم معرفت و مرام
ای کاش برای ادعای تو خالی مالیات وضع می کردن
تا همه اطرافیانم ( در راسشون حضرتعالی ) بدهکارترین آدمای عالم می بودید
به همون خدایی که به قول تو نمیشناسمش ، میون گرگ و شغال و لاشخور زندگی کردن شرف داره به همکلامی و همراهی با شما بی معرفتای مدعی .
به همون خدایی که نمی شناسمش ، اگه این مردم ِ عقل در چشم ، مردی و مردونگی رو به تار سبیل آدما نمی دیدیدن ، ا لان باید تو و همه اون نامردایی که جواب سلامم رو با سیلی دادید گوشه لکاته خونه ها گیس شونه می کردید و منتظر مشتری می بودید .
شرف رو ننگین کرده اون نامردی که شما رو شریف بخونه
خسته شدم
به خدا خسته شدم
می دونی رفیق مثلا شفیق
اینقدر سنگ به سرم و سرم به سنگ خورد و آدم نشدم که هر چی سرم بیاد حقمه
هوار هوار جفا دیدم و گفتم همه که اینجوری نیستن
هی محبت کردم و نامردی دیدم و گفتم بی خیال ...
تازه ، هنوزم آدم نشدم
هنوزم تشنه نگاه یه با معرفتم که محبتم رو با سنگ جواب نده
یادته اون روزی که از توی خونتون یه صدا بلند شد و بهم گفت : احمق دهاتی
پیش روت خندیدم و گفتم بهش سلام برسون و بگو دهاتی هستم ولی احمق نیستم
اون روز خندیدم
چون این رو یه مادر بهم گفت که دلش به حال فرزند می سوخت و فکر می کرد یکی بهش خیانت کرده
دیدی که پای حساب تو هم ننوشتم ، تو دلم هم گفتم خوش به حالت که محبت مادرت دم دستته و اراده که کنی دست محبتش رو سرته
ولی اون روزی که تو ، توی بی معرفت
همه محبت و صداقت و انسانیت رو له کردی و کاری رو که نباید می کردی رو کردی ، گفتم این دهاتی که مادرت می گفت من بودم که با همه سادگی هر چی رو که داشتم جلوی روت گذاشتم به این عشق که اگه یکی دست من رو نگرفت و خودم با بدبختی و هوا ر هوار نامرادی رشد کردم ، تو لیاقتش رو داری که هر چی دارم نثارت کنم و کردم ...
اما اون احمق رو مادرت باید به تو می گفت ، که با احمقانه ترین معامله زندگیت رفاقت رو به چندر غاز فروختی و کاری رو کردی که نباید می کردی ،
گور بابای پول ، خودت خوب می دونی ده ها برابر این رو بی ریا به پات می ریختم
ولی مسئله این بود که از اعتمادم سو استفاده شده بود و طرفم اینقدر معرفت نداشت که بفهمه با این کارش پنج نفر رو زیر سوال برده
پنج تا بی گناه که به پای معامله زیان بار جنابعالی سوختن
توهین شنیدن
بی احترامی دیدن و دم نزدن
چون حرفی برای گفتن نداشتن و دلیلی برای اثبات مدعا ...
جای این حرفا اینجا نبود
ولی یادت باشه ، این حرفا رو بعد از اون ایمیل آنچنانی و همه اون حرفای صد من یه غاز توی وبلاگت و نظر های یه خط درمیونی که اینجا می نوشتی و همه حرفایی که پشت سرم زدی ، نوشتم
گفتم شاید پایانی باشه به همه روضه هایی که می خونی و اشک تمساح هایی که میریزی .
یه چیزم آخر خط بگم
اگه برگردی
دیگه حتی برام همون دوست قدیمی هم نیستی
چه برسه به اون رفیق شفیق
یا حق |