| |
| دوشنبه 20 بهمن ماه سال 1382 |
| پیشکش |
بازم نگات مستم کرد هرم نفسات غمای آدم رو کوه کوه ذوب می کنه می گی نه ؟ نیگا کن : بیچاره مسافر بعدی
نور به قبرت بباره حافظ : (( گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چینن روز غلام است ))
آره راست گفت : (( میخواره و سر گشته و رندیم و نظر باز ... ))
چی دارم بگم ؟ چی دارم بدم ؟ چیکار می تونم بکنم د رمقابل این همه صفا و معرفت و زلالی ؟
تنها چیزی که دارم یه دل وصله خورده است قابل می دونی ؟؟؟ بسم الله ...

............................................ ( توی پرانتر ) ............................................
یکی که فکر می کنه آدمه خواسته بود که یه عکس رو براش دوباره بذارم ٬ متاسفانه این بلاگ اسکای هم بعد از هر بار به روز کردن ورژن نرم افزارش یه سری از مطالب ما رو قیچی می کنه بابا با غتون آباد ...
بفرما خانم مثلا آدم :
 همین بود ؟
|
|
| |
| جمعه 17 بهمن ماه سال 1382 |
| یاری |
یاری اندر کس نمی بینم
یاران را چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
 وقتی کمر آدم زیر بار سنگین منت نامرد میره هوار هوار تا سینه کش که عددی نیست حاضری دور کره زمین رو سینه خز بری اما به جاش یکی این بار رو از دوشت بر داره
وقتی رفیق آدم با خروار خروار ادعای رفاقت آدم رو به چندرغاز می فروشه و یادش می ره چجوری یه روز به اسم آدم قسم می خورد آدم آرزو می کنه ای کاش رفاقتی نبود آشنایی نبود دوستی نبود
وقتی کسی که از گوشت و خونته آوار شدن دنیا رو سرت رو میخواد به قیمت یه نفس راحت تر یه دک و پوز بالا تر می خوام دنیایی نباشه چه برسه به دک و پوزش
وقتی دستی رو که برای محبت دراز کردی از ترس خواستن ردش می کنن کیا ؟ اونایی که یه روز دستشون رو گرفتی آبروشون رو خریدی نه به منتی نه به ازای پاسخی آره ٬همونا میخوام دیگه یادم بره ٬ دستی هم برای دراز کردن دارم
وقتی خروار خروار دورت ادعا حراج کردن و به وقت عمل سوراخ موش کپنی میشه حالت از هر چی ادعای راست و دروغه به هم می خوره
آقا خیالی نیست خانم خیالی نیست رفیق خیالی نیست برادر خیالی نیست دوست خیالی نیست آشنا خیالی نیست
من به نگاه معصومانه تنها ته مونده هستی ام راضی ام همین رو عشق است
|
|
| |
| شنبه 11 بهمن ماه سال 1382 |
| بازگشت |
بلاخره این بلاگ اسکای هم دست از لج کردن با دل دیوونه ما بر داشت بازم نقطه سر خط .

|
|